حکمت ۳۱۸۱ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3181 — This Worldإنَّ الدُّنيا دارُ فَجائِعَ، مَنْ عُوجِلَ فيها فُجِعَ بِنَفْسِهِ، وَمَنْ اُمْهِلَ فيها فُجِعَ بِأحِبَّتِهِ.
دنیا خانهٔ فاجعههاست: هر که در آن شتابش دهند، به جانش داغدار شود و هر که در آن مهلتش دهند، به عزیزانش.
Verily this world is the abode of adversities, one who is hastened in it [and dies earlier] suffers the agony [of death] himself, and one who is granted respite in it suffers the pain [of losing] of his loved ones.
حکمت ۳۱۸۲ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3182 — This Worldإنَّ الدُّنيا قَدْ أدْبَرَتْ وآذَنَتْ بِوَداع، وإنَّ الآخِرَةَ قَدْ أقْبَلَتْ وأشْرَفَتْ بإطْلاع.
دنیا پشت کرده و به وداع خبر داده و آخرت رو کرده و با آگاهی سر برآورده است.
Verily this world has turned back and announced its departure, and indeed the Hereafter has advanced and is about to emerge.
حکمت ۳۱۸۳ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3183 — This Worldإنَّ الدُّنيا مَعْكُوسَةٌ، مَنْكُوسَةٌ، لَذَّاتُها تَنْغيصٌ، ومَواهِبُها تَغْصيصٌ، وعَيْشُها عَناءٌ، وبَقائُها فَناءٌ، تَجْمَحُ بِطالِبِها، وتُرْدي راكِبَها، وتَخُونُ الواثِقَ بِها، وتَزْعَجُ المُطْمَئِنَّ إلَيها، وإنَّ جَمْعَها إلَى انْصِداع، ووَصْلَها إلَى انْقِطاع.
دنیا واژگون و سرنگون است: لذتهایش ناگواری و بخششهایش گلوگیر و زندگیاش رنج و بقایش فناست؛ طالبش را سرکشانه براند و سوارش را هلاک کند و به آن که بدان اعتماد کند خیانت کند و آسودهخاطر بدان را به جنبش آوَرَد؛ و گردآمدنش به گسستن است و پیوندش به بریدن.
Verily this world is inverted [and] reversed, its pleasures are [causes of] embitterment, its gifts cause distress, its life is [full of] pain and its continuity ends in annihilation. It defiantly runs away from its seeker, it causes its rider to fall, it betrays the one who trusts it and disturbs the one who is content with it. Indeed its accumulation leads to separation and its attachment leads to severance.
حکمت ۳۱۸۴ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3184 — This Worldإنَّ مِنْ هَوانِ الدُّنيا عَلَى اللّهِ أنْ لايُعْصى إلاّ فيها، ولا يُنالُ ما عِنْدَهُ إلاَّ بِتَرْكِها.
از خواریِ دنیا نزد خداست که جز در آن نافرمانی نشود و آنچه نزد اوست جز به ترکش به دست نیاید.
Verily it is from the abasement of this world before Allah that He is not disobeyed [anywhere] except in it and that which is with Him cannot be attained except by abandoning it.
حکمت ۳۱۸۵ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3185 — This Worldإنَّ الدُّنيا كَالحَيَّةِ، لَيِّـنٌ مَسُّها، قاتِلٌ سَمُّها، فَأعْرِضْ عَمّا يُعْجِبُكَ فيها لِقِلَّةِ ما يَصْحَبُكَ مِنْها، وكُنْ آنَسَ ما تَكُونُ بِها أحْذَرَ ما تَكُونُ مِنْها.
دنیا چونان ماری است که لمسش نرم و زهرش کشنده است؛ پس از آنچه در آن خوشایت آید روی بگردان، به سببِ اندکِ آنچه از آن همراه توست؛ و آن گاه که اُنسترینی به آن، پرهیزکارترینی از آن باش.
Verily this world is like a snake, its feel is soft [but] its venom is deadly, so turn away from that which appeals to you of it for the little time that it is with you, and be most cautious of it when you are most inclined towards it.
حکمت ۳۱۸۶ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3186 — This Worldإنَّ دُنياكُمْ هذِهِ لأهْوَنُ في عَيْني مِنْ عِراقِ خِنْزير في يَدِ مَجذُوم، وَأحْقَرُ مِنْ وَرَقَة في جَرادَة، ما لِعَليّ ونَعيم يَفْنى، ولَذَّة لا تَبْقى.
این دنیای شما نزد من خوارتر است از استخوانِ خوک در دستِ جذامی و ناچیزتر از برگِ ملخی. علی را با نعمتی که فانی شود و لذتی که نماند چه کار است؟
This world of yours is more lowly in my view than the [decayed] bone of a pig in the hand of a leper and more inferior than a leaf in the mouth of a locust; what does ‘Ali have to do with bounties that will perish and pleasures that will not last?
حکمت ۳۱۸۷ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3187 — This Worldإنَّ الدُّنيا كَالغُولِ، تُغْوي مَنْ أطاعَها، وتُهْلِكُ مَنْ أجابَها، وأنَّها لَسَريعَةُ الزَّوال ِ، وشيكَةُ الانْتِقالِ.
دنیا چون غولی است که آن که فرمانش برد گمراه کند و آن که پاسخش گوید هلاک سازد؛ و آن زوالش شتابان و انتقالش نزدیک است.
Verily this world is like a ghoul, it misguides the one who follows it and destroys the one who responds to it. It is quick in its disappearance and imminent in its transference.
حکمت ۳۱۸۸ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3188 — This Worldإنَّ الدُّنيا تُقْبِلُ إقْبالَ الطّالِبِ، وتُدْبِرُ إدْبارَ الهارِبِ، وتَصِلُ مُواصَلَةَ المُلُوكِ، وتُفارِقُ مُفارَقَةَ العَجُولِ.
دنیا چون طالبی رو کند و چون گریزندهای پشت کند و چون پادشاهان پیوند کند و چون شتابندهای جدا شود.
Verily this world approaches as a seeker would approach and turns back as one who flees turns back, it arrives as the kings arrive and departs as the hasty departs.
حکمت ۳۱۸۹ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3189 — This Worldإنَّ الدُّنيا مَنْزِلُ قُلْعَة، وَلَيْسَتْ بِدارِ نُجْعَة، خَيْرُها زَهيدٌ، وشَرُّها عَتيدٌ، ومِلْكُها يُسْلَبُ، وعامِرُها يَخْرَبُ.
دنیا منزلِ کندن است و نه سرایِ کوچِ علف؛ خیرش اندک و شرّش آماده و ملکش دزدیده و آبادیش ویران شود.
Verily this world is an abode unfit for permanent residence, and is not the house for foraging. Its good is trifling, its evil is ready at hand, its authority is snatched away and its habitation faces desolation.
حکمت ۳۱۹۰ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3190 — This Worldإنَّ الدُّنيا لَهي الكَنُودُ العَنُودُ، والصَّدُودُ الجَحُودُ، والحَيُودُ المَيُودُ، حالُها اِنْتِقالٌ، وسُكُونُها زِلْزالٌ، وعِزُّها ذُلٌّ، وجِدُّها هَزْلٌ، وكَثْرَتُها قُلٌّ، وَعِلْوُها سِفْلٌ، أهْلُها على ساق وسياق، ولِحاق و فِراق، وهيَ دارُ حَرَب وَسَلَب ونَهَب وعَطَب.
دنیا همان ناسپاسِ سرکش و روگردانِ منکر و کجرو و لرزان است؛ حالش انتقال و سکونش زلزله و عزتش خواری و جدّش شوخی و بسیارش اندک و بلندیش پستی است؛ اهلش بر ساق و سياقاند و رسیدن و جدایی؛ و خانهٔ جنگ و غارت و چپاول و تباهی است.
Verily this world is ungrateful and stubborn, abandoning and disavowing, attracting and distracting; its condition is [constantly] changing, its calmness is shaking, its honour is disgrace, its seriousness is jest, its abundance is deficiency, its height is lowliness, its people are moving and following, reaching and departing. It is the abode of war, plunder, pillage and destruction.
حکمت ۳۱۹۱ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3191 — This Worldإنَّ الدُّنيا غَرُورٌ حائِلٌ، وظِلٌّ زائِلٌ، وسِنادٌ مائِلٌ، تَصِلُ العَطِيَّةَ بِالرَزيَّةِ، والأُمْنِيَّةَ بِالمَنِيَّةِ.
دنیا فریبِ دگرگون و سایهٔ زایل و تکیهگاهِ کج است؛ عطیه را به مصیبت و آرزو را به مرگ پیوند زند.
Verily this world is a hindering deception, a disappearing shadow and a bent pillar, it connects bounty with calamity and aspiration with death.
حکمت ۳۱۹۲ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3192 — This Worldإنَّ الدُّنيا عَيْشُها قَصيرٌ، وخَيْرُها يَسيرٌ، وإقْبالُها خَديعَةٌ، وإدْبارُها فَجيعَةٌ، ولَذّاتُها فانِيَةٌ، وتَبِعاتُها باقِيَةٌ.
دنیا زندگیاش کوتاه و خیرش اندک و روکردنش فریب و پشتکردنش فاجعه است؛ لذتهایش فانی و تبعههایش ماندگار.
Verily the life of this world is short, its good is little, its approach is deceptive, its turning away is agonizing, its pleasures are transient and its consequences are lasting.
حکمت ۳۱۹۳ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3193 — This Worldإنَّ الدُّنيا دارٌ أوَّلُها عَناءٌ، وآخِرُها فَناءٌ، في حَلالِها حِسابٌ، وَفي حَرامِها عِقابٌ، مَنِ اسْتَغْنى فيها فَتَنَ ومَنِ افْتَقَرَ فيها حَزِنَ.
دنیا خانهای است که آغازش رنج و پایانش فناست؛ در حلالش حساب است و در حرامش کیفر. هر که در آن توانگر شود فتنهزده شود و هر که تهیدست شود اندوهگین.
Verily this world is an abode, the beginning of which is pain and its end is annihilation. In its lawful there is accounting and in its forbidden there is punishment. One who is wealthy in it is tested and one who is poor in it is sorrowful.
حکمت ۳۱۹۴ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3194 — This Worldإنَّ الدُّنيا دارُ شُخُوص، ومَحَلَّةُ تَنْغيص، ساكِنُها ظاعِنٌ، وقاطِنُها بائِنٌ، وبَرْقُها خالِبٌ، ونُطْقُها كاذِبٌ، وأمْوالُها مَحرُوبَةٌ، وأعْلاقُها مَسْلُوبَةٌ، ألا وَهيَ المُتَصَدِّيَةُ العَتُونُ(العُنونُ)، والجامِحَةُ الحَرُونُ، والمانِيَةُ الخَؤُنُ.
دنیا خانهٔ کوچ و محلهٔ ناگواری است؛ ساکنش روان و مقیمش جداشونده و برخش دروغین و سخنش ناراست و اموالش غارتشده و داراییهایش دزدیده است. آگاه باشید! همان روکنندهٔ سرکش و رمیدهٔ چموش و آرزودهندهٔ خیانتکار است.
Indeed this world is an abode of departure and a place of discomfort. Its resident has to depart and its dweller has to leave; its glitter is deceiving, its speech is untrue, its wealth is looted and its valuables are plundered. Beware, this world attracts and then turns away, it is unruly and stubborn, it cheats and betrays.
حکمت ۳۱۹۵ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3195 — This Worldإنَّ الدُّنيا دارُ مِحَن، ومَحَلُّ فِتَن، مَنْ ساعاها فاتَتْهُ، ومَنْ قَعَدَ عَنْها واتَتْهُ، وَمَنْ أبْصَرَ إلَيْها أعْمَتْهُ، ومَنْ بَصُرَ بِها (أبْصَرَبِها) بَصَّرَتْهُ.
دنیا خانهٔ محنتها و جایگاهِ فتنههاست: هر که با آن بدود از او بگذرد و هر که از آن بنشیند به او رسد و هر که بدان بنگرد کورش کند و هر که بدان بینا باشد بینایش سازد.
Verily this world is the abode of tribulations and the place of trials, whoever seeks it is evade by it and whoever keeps away from it, it advances towards him; the one who looks at it gets blinded by it and the one who looks through it, gets enlightened by it.
حکمت ۳۱۹۶ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3196 — This Worldإنَّ الدُّنيا تُدْنِي الآجالَ، وتَباعِدُ الآمالَ، وتُبيدُ الرِّجالَ، وتُغَيِّـرُ الأحْوالَ، مَنْ غالَبَها غالَبَتْهُ (غَلَبَتْهُ)، ومَنْ صارَعَها صَرَعَتْهُ، وَمَنْ عَصاها أطاعَتْهُ، وَمَنْ تَرَكَها أتَتْهُ.
دنیا اجلها را نزدیک کند و آرزوها را دور و مردان را نابود و حالها را دگرگون کند؛ هر که بر آن چیره جوید چیرش آید و هر که با آن درآویزد به خاکش افکند و هر که نافرمانیاش کند فرمانش برد و هر که رهایش کند به سویش آید.
Verily this world brings the appointed terms closer, takes aspirations further away, causes people to perish and changes circumstances. One who tries to overcome it is overpowered by it and one who struggle against it is knocked down by it, whereas it follows the one who renounces it and comes to the one who forsakes it.
حکمت ۳۱۹۷ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3197 — This Worldإنَّ الدُّنْيا تُخلِقُ الأبْدانَ، وتُجَدِّدُ الآمالَ، وتُقَرِّبُ المَنِيَّةَ، وتُباعِدُ الأُمْنِيَّةَ، كُلَّمَا اطْمَئَنَّ صاحِبُها مِنْها إلى سُُرور أشْخَصَتْهُ مِنْها إلى مَحْذُور.
دنیا تنها را کهنه کند و آرزوها را نو و مرگ را نزدیک و آرزو را دور کند؛ هر گاه که صاحبش از آن به شادیای آرام گیرد، او را به بیمناکیای کوچاند.
Verily this world wears out the bodies, renews hopes, brings death near and takes aspirations far away. Every time its inhabitant becomes contented and pleased with it, it sends him back to adversity.
حکمت ۳۱۹۸ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3198 — This Worldإنَّ الدُّنيا خَيْـرُها زَهيدٌ، وَشَرُّها عَتيدٌ، ولَذَّتُها قَليلَةٌ وحَسْرَتُها طَويلَةٌ، تَشُوبُ نَعيمَها بِبُؤْس، وتَقْرِنُ سُعُودَها بِنُحُوس وتَصِلُ نَفْعَها بِضُرّ، وَتَمْزِجُ حُلْوَها بِمُرّ.
دنیا خیرش اندک و شرّش آماده و لذتش کم و حسرتش دراز است؛ نعمتش را به بیچارگی بیامیزد و سعدهایش را به نحسها جفت کند و نفعش را به ضرر پیوند زند و شیرینش را به تلخ بیامیزد.
Verily the good of this world is insignificant, its evil is ready at hand, its pleasures are little and its regret is long. Its bounties are connected with misery, its happiness is linked with misfortune, its benefit is joined with harm and its sweetness is mixed with bitterness.
حکمت ۳۱۹۹ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3199 — This Worldإنَّ الدُّنيا غَرّارَةٌ خَدُوعٌ، مُعْطِيَةٌ مَنُوعٌ، مُلْبِسَةٌ نَزُوعٌ، لايَدُومُ رَخاؤُها، وَلا يَنْقَضي عَناؤُها، ولا يَرْكَدُ بَلاؤُها.
دنیا فریبندهٔ حیلهگر و بخشایندهٔ بازدارنده و پوشانندهٔ بَرکَننده است؛ نه آسایشش پایدار ماند و نه رنجش سر آید و نه بلایش آرام گیرد.
Verily this world is a deceiving beguiler, it gives and takes back, clothes and then unclothes; its comforts do not last, its hardships do not cease and its calamities do not end.
حکمت ۳۲۰۰ — موضوع ۲۱۵ · This WorldSaying 3200 — This Worldإنَّ الدُّنيا كَالشَّبَكَةِ، تَلْتَفُّ على مَنْ رَغِبَ فيها، وتَتَحَرَّزُ عَمَّنْ أعْرَضَ عَنْها، فَلا تَمِلْ إلَيْها بِقَلْبِكَ، ولا تُقْبِلْ عَلَيْها بِوَجْهِكَ، فَتُوقِعَكَ في شَبَكَتِها، وَتُلْقِيَكَ في هَلَكَتِها.
دنیا چون دامی است که بر آن که بدان رغبت کند بپیچد و از آن که از آن روی گرداند بجهد؛ پس با دلت بدان مایل مشو و با رویت به آن رو مکن تا تو را در دامش نیفکند و در هلاکتت نیندازد.
Indeed this world is like a net that becomes twisted around the one who desires it and retreats from the one who turns away from it, so don’t incline towards it with your heart and do not turn to face it such that it catches you in its net and flings you into its destruction.