حکمت ۸۲۱ — ایمانSaying 821 — Faithعَلَى الصِّدْقِ والأمانَةِ مَبْنَى الإيمانِ.
بنای ایمان بر راستی و امانت است.
It is on truth and trust that faith is based.
حکمت ۸۲۲ — ایمانSaying 822 — Faithغايَةُ الإيمانِ الإيقانُ.
فرجام ایمان، یقین است.
The pinnacle of faith is certitude.
حکمت ۸۲۳ — ایمانSaying 823 — Faithغايَةُ الإيمانِ المُوالاةُ فيِ اللّهِ، والمُعاداةُ فيِ اللّهِ، والتَّباذُلُ فيِ اللّهِ، وَالتَّواصُلُ فيِ اللّهِ سُبْحانَهُ.
والیاترینِ درجه ایمان، دوستی برای خدا، دشمنی برای خدا، بخشش برای خدا و پیوندداشتن با یکدیگر برای خدای سبحان است.
The highest degree of faith is befriending for the sake of Allah, having enmity for the sake of Allah, spending on each other for the sake of Allah and establishing ties with each other for the sake of Allah, the Glorified.
حکمت ۸۲۴ — ایمانSaying 824 — Faithفَمِنَ الإيمانِ ما يَكُونُ ثابِتاً مُسْتَقِرّاً فِي القُلُوبِ ومِنْهُ ما يَكونُ عَوارِىَ بَينَ القُلُوبِ والصُّدُورِ.
ایمان دو گونه است: آن که در دلها ثابت و استوار ماند، و آن که میان دلها و سینهها امانتی گذرا باشد.
One type of faith is that which is firmly fixed in the hearts and another is that which shifts between the hearts and breasts [without being firmly fixed in the hearts].
حکمت ۸۲۵ — ایمانSaying 825 — Faithفَرَضَ اللّهُ سُبْحانَهُ الإيمانَ تَطْهيراً مِنَ الشِّركِ.
خدای سبحان ایمان را مقرر فرمود تا [آدمی را] از شرک پاک سازد.
Allah, the Glorified, has prescribed faith as a purification from doubt.
حکمت ۸۲۶ — ایمانSaying 826 — Faithقَدْ أوْجَبَ الإيمانُ عَلى مُعْتَقِدِهِ إقامَةَ سُنَنِ الإسلامِ والفَرْضِ.
ایمان بر صاحبش واجب میکند که سنتهای اسلام و فرایض را بهجای آوَرَد.
Faith has made it incumbent on its possessor to establish the traditions of Islam and its ordinances.
حکمت ۸۲۷ — ایمانSaying 827 — Faithقَوُّوا إيمانَكم(قَوِّ إيمانَك) باليَقينِ فَإنَّهُ أفْضَلُ الدّينِ.
ایمانتان را با یقین نیرومند سازید که آن بهترینِ دین است.
Strengthen your faith with certitude, for this is the best religion.
حکمت ۸۲۸ — ایمانSaying 828 — Faithكَيفَ يَجِدُ حَلاَوَةَ الإيمانِ مَنْ يُسْخِطُ الحَقَّ؟!
آن که حق را به خشم آوَرَد، چگونه شیرینی ایمان را یابد؟
How can he who resents the truth taste the sweetness of faith?
حکمت ۸۲۹ — ایمانSaying 829 — Faithكَسْبُ الإيمانِ لُزُومُ الحَقِّ، ونُصْحُ الخَلْقِ.
بهدستآوردن ایمان به پایبندی به حق و خیرخواهی برای خلق است.
Acquiring faith is [through] adhering to the truth and being sincere with the creatures.
حکمت ۸۳۰ — ایمانSaying 830 — Faithكَذِبَ مَنِ ادَّعى الإيمانَ وهُوَ مَشْغُوفٌ(مَشعُوفٌ) مِنَ الدُّنيا بِخُدَعِ الأمانيِّ وزُورِ المَلاهي.
دروغ میگوید آن که دم از ایمان زند، در حالی که دلبسته آرزوهای فریبنده و لهوهای باطلِ دنیا باشد.
He who claims to have faith yet is infatuated by misleading aspirations and false amusements of this world, has lied.
حکمت ۸۳۱ — ایمانSaying 831 — Faithلَقاحُ الإيمانِ تَلاوَةُ القُرآنِ.
مایه باروری ایمان، تلاوت قرآن است.
The conception of faith is [achieved through] the recitation of the Qur’an.
حکمت ۸۳۲ — ایمانSaying 832 — Faithمَنِ ارتابَ بِالإيمانِ أشرَكَ.
هر که در ایمان خود دچار تردید شود، به شرک افتاده است.
One who entertains doubt in his faith [in one God] becomes a polytheist.
حکمت ۸۳۳ — ایمانSaying 833 — Faithمَنْ لا إيمانَ لَهُ لاأمانَةَ لَهُ.
آن که ایمان ندارد، امانت ندارد.
One who has no faith has no trustworthiness.
حکمت ۸۳۴ — ایمانSaying 834 — Faithمَنْ أحبَّ أنْ يَكْمُلَ إيمانُهُ فَلْيَكُنْ حُبُّه لِلّهِ، وبُغضُهِ لِلّهِ، ورِضاهُ لِلّهِ، وسَخَطُهُ لِلّهِ.
هر که خواهد ایمانش کامل شود، باید دوستی و دشمنی و خشنودی و خشمش همه برای خدا باشد.
One who likes his faith to become perfect should ensure that his love, hate, pleasure and displeasure are [all] for the sake of Allah.
حکمت ۸۳۵ — ایمانSaying 835 — Faithمَنْ أعْطى فيِ اللّهِ، ومَنَعَ فِي اللّهِ، وأحَبَّ فِي اللّهِ، وأبْغَضَ فِي اللّهِ، فَقَدِ اسْتكْملَ الإيمانَ.
آن که برای خدا ببخشد و برای خدا باز دارد و برای خدا دوست بدارد و برای خدا دشمن باشد، ایمانش را کامل کرده است.
One who gives for the sake of Allah, withholds for the sake of Allah, loves for the sake of Allah and hates for the sake of Allah, has perfected [his] faith.
حکمت ۸۳۶ — ایمانSaying 836 — Faithمِلاكُ الإيمانِ حُسْنُ الإيقانِ.
بنیاد ایمان، یقینِ استوار است.
The basis of faith is unwavering certitude.
حکمت ۸۳۷ — ایمانSaying 837 — Faithنَجا مَنْ صَدَقَ إيمانُهُ وهُدِىَ مَنْ حَسُنَ إسْلامُهُ.
آن که ایمانش راست باشد رستگار شود، و آن که تسلیمش نیکو باشد راه یابد.
One whose faith is true is saved, and one whose submission is complete is guided.
حکمت ۸۳۸ — ایمانSaying 838 — Faithلاشَـرَفَ أعْلى مِنَ الإيمانِ.
هیچ شرافتی والاتر از ایمان نیست.
There is no honour higher than faith.
حکمت ۸۳۹ — ایمانSaying 839 — Faithلاوَسيلَةَ أنْجَحُ مِنَ الإيمانِ.
هیچ وسیلهای کامیابتر از ایمان نیست.
There is no medium more successful than faith.
حکمت ۸۴۰ — ایمانSaying 840 — Faithلاإيمانَ كَالحياءِ والسَّخاءِ.
هیچ ایمانی چون حیا و سخا نیست.
There is no faith like modesty and generosity.