حکمت ۹۵۴۱ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9541 — Deathلِكُلِّ ناجِم أُفُولٌ.
برای هر طلوعی، غروبی است.
For every rising one there is a setting.
حکمت ۹۵۴۲ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9542 — Deathلِكُلِّ نَفْس حِمامٌ.
برای هر نفسی مرگی (حمامی) هست.
For every [being with a] soul there is death.
حکمت ۹۵۴۳ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9543 — Deathلِكُلِّ حَيّ مَوْتٌ.
برای هر زندهای مرگی هست.
For every living thing there is death.
حکمت ۹۵۴۴ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9544 — Deathلِلنُّفُوسِ حِمامٌ.
برای جانها مرگی (حمامی) هست.
For all [beings with] souls there is death.
حکمت ۹۵۴۵ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9545 — Deathلَنْ يَنْجُوَ مِنَ المَوْتِ غَنِيٌّ لِكَثْرَةِ مالِهِ.
توانگر هرگز به سببِ فراوانیِ مال از مرگ نجات ننشود.
The affluent person will never be saved from death because of his abundant wealth.
حکمت ۹۵۴۶ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9546 — Deathلَنْ يَسْلَمَ مِنَ المَوْتِ فَقيرٌ لإقْلالِهِ.
تهیدست هرگز به سببِ کمی (تهیدستیاش) از مرگ در امان نماند.
The poor person will never be saved from death because of his poverty.
حکمت ۹۵۴۷ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9547 — Deathلَوْ أنَّ المَوْتَ يُشْتَرى لأشْتَراهُ الأغْنِياءُ.
اگر مرگ قابلِ خرید بود، توانگران یقیناً او را میخریدند.
If death could be bought, the affluent would have surely bought it.
حکمت ۹۵۴۸ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9548 — Deathمَنْ ماتَ فاتَ.
هر که بمیرد، بگذرد (از دست رود).
One who dies, passes away.
حکمت ۹۵۴۹ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9549 — Deathمَنْ أيْقَنَ بِالنُّقْلَةِ تَأهَّبَ لِلْرَّحِيلِ.
هر که به کوچ (نقله) یقین کند، برای کوچ آمادهگی پیش گیرد.
One who is certain of the [eventual] departure [from this world] prepares for the journey.
حکمت ۹۵۵۰ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9550 — Deathمَنْ رَأَى المَوْتَ بِعَيْنِ يَقينِهِ رَاهُ قَريباً.
هر که مرگ را به چشمِ یقینش بیند، نزدیکش ببیند.
One who sees death with the eyes of his certitude, sees it nearby.
حکمت ۹۵۵۱ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9551 — Deathمَنْ رَأَى الْمَوْتَ بِعَيْنِ أمَلِهِ رَاهُ بَعيداً.
هر که مرگ را به چشمِ امیدش بیند، دورش ببیند.
One who sees death with the eyes of his hope, sees it far away.
حکمت ۹۵۵۲ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9552 — Deathمَنْ ذَكَرَ المَنِيَّةَ نَسِيَ الأُمْنِيَّةَ.
هر که مرگ را یاد کند، آرزوهایش را فراموش کند.
One who remembers death forgets his aspirations.
حکمت ۹۵۵۳ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9553 — Deathمَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اِسْتَعَدَّ.
هر که دوریِ سفر را به یاد آورد، آمادهگی پیش گیرد.
One who recalls the distance of his journey, prepares [for it].
حکمت ۹۵۵۴ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9554 — Deathمَنْ أكْثَرَ ذِكْرَ المَوْتِ نَجا مِنْ خِداعِ الدُّنْيا.
هر که یادِ مرگ را بسیار کند، از فریبِ دنیا نجات یابد.
One who frequently remembers death is saved from the deceptions of this world.
حکمت ۹۵۵۵ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9555 — Deathمَنْ أخْطَأَهُ سَهْمُ المَنِيَّةُ قَـيَّدَهُ الهِرَمُ.
هر که از تیرِ مرگ در برود (از تیرش جان ب
One who is missed by the arrow of death is fettered by old age.
حکمت ۹۵۵۶ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9556 — Deathمَنْ تَرَقَّبَ المَوْتَ سارَعَ إلَى الْخَيْراتِ.
هر که مرگ را در انتظار باشد، به نیکیها شتابان شود.
One who anticipates death hastens towards good deeds.
حکمت ۹۵۵۷ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9557 — Deathمَنْ صَوَّرَ المَوْتَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ هانَ أمْرُ الدُّنْيا عَلَيْهِ.
هر که مرگ را میانِ دو چشمش پیکره (تصویر) کند، کارِ دنیا بر او سبک (هَوان) شود.
One who visualizes death before his very own eyes, the affairs of this world become easy [and trivial] for him.
حکمت ۹۵۵۸ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9558 — Deathمَنْ أكْثَرَ ذِكْرَ المَوْتِ رَضِيَ مِنَ الدُّنْيا بِالكَفافِ.
هر که یادِ مرگ را بسیار کند، از دنیا به حدّ کفایت بسنده کند.
One who frequently remembers death is pleased with whatever suffices him of this world.
حکمت ۹۵۵۹ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9559 — Deathمَنْ أكْثَرَ مِنْ ذِكْرِ المَوْتِ قَلَّتْ فِي الدُّنْيا رَغْبَتُهُ.
هر که یادِ مرگ را بسیار کند، رغبتش به دنیا کمتر شود.
Whoever frequently remembers death, his desire in [the pleasures of] this world is reduced.
حکمت ۹۵۶۰ — موضوع ۶۲۹ · DeathSaying 9560 — Deathمَنْ ذَكَرَ المَوْتَ رَضِيَ مِنَ الدُّنْيا بِاليَسيرِ.
هر که مرگ را یاد کند، از دنیا به اندکی بسنده کند.
Whoever frequently remembers death is satisfied with the little he possesses of this world.