حکمت ۱۰۲۰۱ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10201 — The Hypocriteاَلمُنافِقُ مُريبٌ.
منافق، همواره اهلِ شک و تردیدافکنی است.
The hypocrite is sceptical [and puts others in doubt].
حکمت ۱۰۲۰۲ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10202 — The Hypocriteاَلمُنافِقُ مَكُورٌ مُضِرٌّ، مُرْتابٌ.
منافق، فریبکار، زیانرسان و بدگمان است.
The hypocrite is sly, harmful and suspicious.
حکمت ۱۰۲۰۳ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10203 — The Hypocriteإنّي أخافُ عَلَيْكُمْ كُلَّ عَليمِ اللِّسانِ مُنافِقِ الجِنانِ، يَقُولُ ماتَعْلَمُونَ وَيَفْعَلُ ما تُنْكِرونَ.
همانا من بر شما از هر منافقی که زبانی گویا و دانشمند دارد ولی دلی دورو و منافق دارد بیمناکم؛ سخنی میگوید که حق میدانید، ولی کاری میکند که زشت و ناروا میشمارید.
I fear for you from every eloquent speaker who is a hypocrite at heart, he says what you know [to be good] but does what you dislike [and know to be bad].
حکمت ۱۰۲۰۴ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10204 — The Hypocriteوقالَ ـ عَلَيْهِ السّلامُ ـ في وَصْفِ المنافِقينَ: حَسَدُ الرَّخاءِ ومُؤَكِّدُوا البَلاءِ، ومُقْنِطُوا الرَّجاءِ، لَهُمْ بِكُلِّ طَريق صَريعٌ، وإلى كُلِّ قَلْبِ شَفيعٌ، وَلِكُلِّ شَجْو دُمُوعٌ.
و در توصیف منافقان فرمود: به آسایشِ دیگران حسد میورزند، بر بلا و گرفتاری میافزایند، امیدها را ناامید میکنند؛ در هر راهی بر زمین افتادهای از فریبشان هست، به سوی هر دلی شفاعتگر و راهی دارند، و برای هر غمی اشکی دروغین میریزند.
He (‘a) described the hypocrites thus: they are jealous of [those in] comfort, intensify [the] distress [of the distressed] and destroy hopes [of the hopeful]. Their fallen victims are lying on every path, they have means to approach every heart and they have false tears for every [occasion of] grief.
حکمت ۱۰۲۰۵ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10205 — The Hypocriteعادَةُ المُنافِقينَ تَهْزيعُ الأخْلاقِ.
عادتِ منافقان، دگرگون ساختن و رنگبهرنگ کردنِ اخلاق است.
It is the habit of hypocrites to change their character [depending on their circumstances].
حکمت ۱۰۲۰۶ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10206 — The Hypocriteوقالََ ـ عَلَيْهِ السّلامُ ـ في ذِكْرِ المُنافِقينَ: قَدْ أعَدُّوا لِكُلِّ حَقّ باطِلاً ولِكُلِّ قائِم مائِلاً ولِكُلِّ حَىّ قاتِلاً ولِكُلِّ باب مِفْتاحاً ولِكُلِّ لَيْل صَباحاً.
و در یادکردِ منافقان فرمود: برای هر حقّی باطلی، برای هر راستقامتی کژی و انحرافی، برای هر زندهای کشندهای، برای هر دری کلیدی و برای هر شبی چراغی آماده ساختهاند.
He (‘a) said about the hypocrites: They have indeed prepared for every truth a falsehood, and for every straight thing something crooked, and for every living thing a killer, and for every [closed] door a key, and for every night a lamp.
حکمت ۱۰۲۰۷ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10207 — The Hypocriteكُلُّ مُنافِق مُريبٌ.
هر منافقی، اهلِ بدگمانی و شکافکنی است.
Every hypocrite is a sceptic [who puts doubts in the minds of the people].
حکمت ۱۰۲۰۸ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10208 — The Hypocriteمَنْ كَثُرَ نِفاقُهُ لَمْ يُعْرَفْ وِفاقُهُ.
هر که نفاقش بسیار شود، یکدلی و راستیاش شناخته نشود.
One whose hypocrisy abounds, his sincerity will not be recognized.
حکمت ۱۰۲۰۹ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10209 — The Hypocriteما أقْبَحَ بِالإنْسانِ ظاهِراً مُوافِقاً وباطِناً مُنافِقاً.
چه زشت است برای انسان که در ظاهر موافق و همراه، و در باطن منافق و دورو باشد!
How repulsive is it for a human being to agree externally while being hypocritical internally.
حکمت ۱۰۲۱۰ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10210 — The Hypocriteما أقْبَحَ بِالإنْسانِ أنْ يَكُونَ ذا وَجْهَيْنِ.
چه زشت است برای انسان که دورو باشد!
How repulsive it is for a human being to be two-faced.
حکمت ۱۰۲۱۱ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10211 — The Hypocriteمَثَلُ المُنافِقِ كَالحَنْظَلَةِ الخَضِرَةِ أوْراقُها اَلمُرِّ مَذاقُها.
مَثَلِ منافق چونان گیاه حنظل (هندوانه ابوجهل) است؛ برگهایش سبز و خرم، اما طعمش تلخ و ناگوار است.
The example of the hypocrite is that of a colocynth, its leaves are green but its taste is bitter.
حکمت ۱۰۲۱۲ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10212 — The Hypocriteنِفاقُ المَرْءِ مِنْ ذُلّ يَجِدُهُ في نَفْسِهِ.
نفاقِ آدمی، از ذلت و خفّتی سرچشمه میگیرد که در باطنِ خویش احساس میکند.
The hypocrisy of a person stems from the inferiority [and humiliation] he finds within himself.
حکمت ۱۰۲۱۳ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10213 — The Hypocriteفي ذِكْرِ المُنافِقينَ: هُمْ لُمَّةُ الشَّيْطانِ وحُمَّةُ النِّيرانِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ اَلا إنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الخاسِرُونَ.
در وصف منافقان فرمود: آنان دارودستهٔ شیطانند و زبانهٔ آتشهای دوزخ؛ آنان حزبِ شیطانند و آگاه باشید که حزبِ شیطان زیانکارانند.
About the hypocrites [he (’a) said]: They are the congregation of Satan and the dwellers of hellfire. These are the party of Satan, and indeed it is the party of Satan who are the losers.
حکمت ۱۰۲۱۴ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10214 — The Hypocriteيَمْشُونَ الخِفاءَ ويَدُبُّونَ الضَّرّاءَ قَوْلُهُمُ الدَّواءُ وفِعْلُهُمُ الدّاءُ العَياءُ يَتَقارَضُونَ الثَّناءَ ويَتَقارَبُونَ (يتراقبون) الجَزاءَ يَتَوَصَّلُونَ إلَى الطَّمَعِ بِاليَأْسِ وَيَقُولُونَ فَيُشَبِّهُونَ يُنافِقُونَ فِي المَقالِ ويَقُولُونَ فَيُوهِمُونَ (فَيُمَوِّهُون).
پنهانی گام برمیدارند و چون خزندگان در کمینگاه میخزند؛ گفتارشان درمان مینماید و کردارشان دردی درمانناپذیر است؛ مدح و ثنا به یکدیگر وام میدهند و منتظر پاداشند؛ با اظهارِ نومیدی به طمعِ خود میرسند و سخن میگویند تا شبهه افکنند؛ در گفتار نفاق میورزند و سخن میگویند تا حقیقت را بپوشانند.
They walk stealthily and tread slowly, hiding behind trees. Their words are [like] a cure but their actions are incurable diseases. They exchange praise [with each other] and come near each other through (or are careful of) reward. They obtain what they covet by means of despair. When they talk they create doubts, they dissemble in their speech and when they speak they delude (or distort).
حکمت ۱۰۲۱۵ — موضوع ۶۶۵ · The HypocriteSaying 10215 — The Hypocriteأشَدُّ النّاسِ نِفاقاً مَنْ أمَرَ بِالطّاعَةِ ولَمْ يَعْمَلْ بِها، ونَهى عَنِ المَعْصِيَةِ ولَمْ يَنْتَهِ عَنْها.
سختترینِ مردم در نفاق، کسی است که به اطاعت فرمان دهد ولی بدان عمل نکند، و از معصیت نهی کند ولی خود از آن بازنایستد.
The [person who is] most severe in his hypocrisy is one who enjoins obedience but does not act upon it himself, and forbids sin but does not refrain from it himself.
حکمت ۱۰۲۱۶ — موضوع ۶۶۶ · DeficiencySaying 10216 — Deficiencyكَفى بِالْمَرْءِ مَنْقَصَةً أنْ يُعَظِّمَ نَفْسَهُ.
برای کاستی و نقصِ آدمی همین بس که خویشتن را بزرگ پندارد.
It suffices as a deficiency for a man to consider himself as great.
حکمت ۱۰۲۱۷ — موضوع ۶۶۷ · The DeficientSaying 10217 — The Deficientاَلمَنْقُوصُ مَسْتُورٌ عَنْهُ عَيْبُهُ.
فردِ ناقص و فرومایه، کسی است که عیبهایش بر او پوشیده مانده است.
The deficient one is he whose faults are hidden from him.
حکمت ۱۰۲۱۸ — موضوع ۶۶۸ · RevengeSaying 10218 — Revengeألْمُبادَرَةُ إلَى الاِنْتِقامِ مِنْ شِيَمِ اللِّئامِ.
شتاب در انتقامجویی، از خویهای فرومایگان است.
Rushing to take revenge is from the traits of the wicked.
حکمت ۱۰۲۱۹ — موضوع ۶۶۸ · RevengeSaying 10219 — Revengeأقْبَحُ أفْعالِ المُقْتَدِرِ اَلاِنْتِقامُ.
زشتترین کردارِ فردِ قدرتمند، انتقامگیری است.
The most revolting act of a powerful person is revenge.
حکمت ۱۰۲۲۰ — موضوع ۶۶۸ · RevengeSaying 10220 — Revengeسُوءُ العُقُوبَةِ مِنْ لُؤْمِ الظَّفَرِ.
بدکیفر دادن و انتقامِ سخت، نشانهٔ فرومایگی در هنگام پیروزی است.
Evil retribution [and revenge] is from the vileness of victory.