حکمت 181 — نیکوکار
فَاعِلُ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنْهُ.
کننده کار خیر از خود آن کار بهتر است.
The doer of good is better than it.
حکمت 182 — اصلاح با خدا
مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ.
هر که میان خود و خدا را درست کند خدا میان او و مردم را درست میکند.
Whoever sets right what is between him and God, God sets right what is between him and people.
حکمت 183 — عفو زکات
الْعَفْوُ زَكَاةُ الظَّفَرِ.
عفو زکات پیروزی است.
Forgiveness is the zakat of victory.
حکمت 184 — گشایش
عِنْدَ تَنَاهِي الشِّدَّةِ تَكُونُ الْفَرْجَةُ.
چون سختی به نهایت رسد گشایش آید.
When hardship reaches its peak, relief comes.
حکمت 185 — عیب دیگران
أَكْبَرُ الْعَيْبِ أَنْ تَعِيبَ مَا فِيكَ مِثْلُهُ.
بزرگترین عیب آن است که چیزی را که خود داری در دیگران عیب بشماری.
The greatest fault is to fault others for what is in yourself.
حکمت 186 — راز دل
مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِي فَلَتَاتِ لِسَانِهِ وَ صَفَحَاتِ وَجْهِهِ.
هیچکس چیزی را در دل پنهان نکرد مگر آنکه در لغزش زبان و صفحه چهرهاش آشکار شد.
No one conceals something except that it appears in the slips of his tongue and the pages of his face.
حکمت 187 — دوست دشمن
أَحْبِبْ حَبِيبَكَ هَوْناً مَا عَسَى أَنْ يَكُونَ بَغِيضَكَ يَوْماً مَا.
دوستت را به اندازه دوست بدار؛ چه بسا روزی دشمنت شود.
Love your friend moderately; he may one day be your enemy.
حکمت 188 — سخن بسیار
مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَؤُهُ.
هر که سخنش بسیار شود خطایش بسیار شود.
Whoever's speech increases, his error increases.
حکمت 189 — قناعت
الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا يَنْفَدُ.
قناعت مالی است که تمام نمیشود.
Contentment is wealth that does not run out.
حکمت 190 — زبان
اللِّسَانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَقَرَ.
زبان درندهای است که اگر رهایش کنی میدرد.
The tongue is a beast; if left free it bites.
حکمت 191 — عقل کامل
إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلَامُ.
هنگامی که عقل کامل گردد سخن کم میشود.
When reason is complete, speech decreases.
حکمت 192 — جاهل
لَا تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً.
جاهل را همیشه یا افراطگر میبینی یا تفریطکار.
You never see the ignorant except in excess or deficiency.
حکمت 193 — فقر مرگ
الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَكْبَرُ.
فقر مرگ بزرگتر است.
Poverty is the greater death.
حکمت 194 — طمع بردگی
الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ.
طمع بردگی جاویدان است.
Greed is perpetual slavery.
حکمت 195 — مشورت
مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا.
آن کس که با مردان مشورت کند در عقل آنها شریک میشود.
Whoever consults men shares their minds.
حکمت 196 — استبداد رأی
مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ.
کسی که استبداد رأی داشته باشد هلاک میشود.
Whoever is despotic in his opinion perishes.
حکمت 197 — راز پوشیده
مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كَانَتِ الْخِيَرَةُ بِيَدِهِ.
کسی که راز خود را بپوشاند اختیار آن به دست اوست.
Whoever hides his secret keeps the choice in his hand.
حکمت 198 — مواضع تهمت
مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ.
کسی که خود را در مواضع تهمت قرار دهد نباید کسی را که به او سوءظن دارد ملامت کند.
Whoever puts himself in places of suspicion should not blame one who thinks ill of him.
حکمت 199 — اطاعت مخلوق
لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ.
اطاعت مخلوق در معصیت خالق روا نیست.
There is no obedience to a creature in disobedience to the Creator.
حکمت 200 — خودپسندی
الْعُجْبُ حَاجِزٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ.
خودپسندی مانع ترقی است.
Self-admiration is a barrier to seeking knowledge.