حکمت 141 — استبداد
مَنْ مَلَكَ اسْتَأْثَرَ.
آنهایی که به حکومت میرسند غالباً راه استبداد پیش میگیرند.
Whoever rules tends to monopolize.
حکمت 142 — مشورت
مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا.
کسی که استبداد رأی داشته باشد هلاک میشود و آن کس که با مردان بزرگ مشورت کند در عقل آنها شریک میشود.
Whoever is despotic in opinion perishes; whoever consults men shares their minds.
حکمت 143 — راز
مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كَانَتِ الْخِيَرَةُ بِيَدِهِ.
کسی که راز خود را بپوشاند همواره اختیار آن به دست اوست.
Whoever hides his secret keeps the choice in his hand.
حکمت 144 — فقر
الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَكْبَرُ.
فقر، مرگِ بزرگتر است.
Poverty is the greater death.
حکمت 145 — حق دیگران
مَنْ قَضَى حَقَّ مَنْ لَا يَقْضِي حَقَّهُ فَقَدْ عَبَّدَهُ.
هرکس حق کسی را ادا کند که او حقش را ادا نمیکند وی را برده خود ساخته است.
Whoever fulfils the right of one who does not fulfil his has enslaved him.
حکمت 146 — اطاعت مخلوق
لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ.
اطاعت مخلوق در معصیت خالق روا نیست.
There is no obedience to a creature in disobedience to the Creator.
حکمت 147 — تأخیر حق
لَا عَارَ عَلَى امْرِئٍ تَأَخُّرُ حَقِّهِ إِنَّمَا الْعَارُ أَنْ يَأْخُذَ مَا لَيْسَ لَهُ.
برای انسان عیب نیست که حقش به تأخیر افتد؛ عیب آن است که چیزی را که حقش نیست بگیرد.
It is no shame for a person that his right is delayed; the shame is to take what is not his.
حکمت 148 — خودپسندی
الْعُجْبُ حَاجِزٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ.
خودپسندی مانع بزرگ ترقی است.
Self-admiration is a barrier to seeking knowledge.
حکمت 149 — مرگ نزدیک
الْمَنِيَّةُ وَ لَا الدَّنِيَّةُ وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ.
فرمان مرگ نزدیک است و مدت همراهی با دنیا کوتاه.
Death is near and the period of company is short.
حکمت 150 — صبح
أَصْبَحَ بِنَا وَ بِالنَّاسِ صَبَاحٌ أَبْصَرَ فِيهِ الْمُبْصِرُونَ.
صبح برای آنها که دو چشم بینا دارند روشن است.
Morning has come upon us and upon people; in it the seeing ones see.
حکمت 151 — ترک گناه
تَرْكُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَةِ.
ترک گناه آسانتر از تقاضای توبه است.
Leaving a sin is easier than seeking repentance.
حکمت 152 — یک وعده
رُبَّ أَكْلَةٍ تَمْنَعُ أَكَلَاتٍ.
بسیار میشود که یک وعده غذای نامناسب از وعدههای فراوان غذای خوب جلوگیری میکند.
How often one meal prevents many meals.
حکمت 153 — دشمن نادانسته
النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا.
مردم دشمن چیزی هستند که نمیدانند.
People are enemies of what they do not know.
حکمت 154 — آرا مختلف
مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ.
کسی که از آرای مختلف استقبال کند موارد خطا را خواهد شناخت.
Whoever faces the aspects of opinions recognizes the places of error.
حکمت 155 — خشم برای خدا
مَنْ أَحَدَّ سِنَانَ الْغَضَبِ لِلَّهِ قَوِيَ عَلَى قَتْلِ أَبْطَالِ الْبَاطِلِ.
کسی که سرنیزه خشم را برای رضای خدا تیز کند توانایی بر قتل سردمداران باطل پیدا خواهد کرد.
Whoever sharpens the spearhead of anger for God is able to kill the champions of falsehood.
حکمت 156 — ترس
إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِيهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّيهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ.
هنگامی که از چیزی زیاد میترسی خود را در آن بیفکن؛ زیرا سختی پرهیز از آن از آنچه میترسی بیشتر است.
When you fear a matter, throw yourself into it; the hardship of avoiding it is greater than what you fear.
حکمت 157 — ریاست
آلَةُ الرِّيَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ.
وسیله ریاست سعه صدر است.
The tool of leadership is breadth of chest.
حکمت 158 — گنهکار
ازْجُرِ الْمُسِيءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ.
گنهکار را با پاداش دادن به نیکوکار از گناه بازدار.
Restrain the wrongdoer by rewarding the doer of good.
حکمت 159 — کینه
احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَيْرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ.
کینه و بدخواهی درباره دیگران را از سینه خود درو کن تا بدخواهی درباره تو از سینه دیگران ریشهکن شود.
Reap evil from another's chest by uprooting it from your own.
حکمت 160 — لجاجت
اللَّجَاجَةُ تَسُلُّ الرَّأْيَ.
لجاجت فکر و رأی انسان را از میان میبرد.
Stubbornness draws out opinion.