حکمت 281 — خشم
مَتَى أَشْفِي غَيْظِي إِذَا غَضِبْتُ؟
من چه زمانی آتش خشمم را فرو نشانم؟
When do I cool my rage when I am angry?
حکمت 282 — مزبله
هَذَا مَا بَخِلَ بِهِ الْبَاخِلُونَ.
این همان است که بخیلان درباره آن بخل میورزیدند.
This is what the misers were miserly about.
حکمت 283 — مال از دست رفته
مَا فَاتَكَ مِنَ الدُّنْيَا فَلَا تَأْسَ عَلَيْهِ.
آنچه از مال تو از دست میرود و مایه پند میگردد در حقیقت از دست نرفته است.
What has passed you of the world, do not grieve over it.
حکمت 284 — دلها
إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ.
این دلها همانند تنها خسته میشوند.
These hearts grow weary as bodies do.
حکمت 285 — لا حکم الا لله
كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ.
سخن حقی است که معنی باطلی از آن اراده شده است.
A word of truth by which falsehood is intended.
حکمت 286 — توده بیبندوبار
هُمْ إِذَا اجْتَمَعُوا غَلَبُوا وَ إِذَا تَفَرَّقُوا لَمْ يُعْرَفُوا.
آنها کسانی هستند که هر وقت هماهنگ شوند غالب میگردند و هنگامی که پراکنده شوند شناخته نمیشوند.
They when gathered prevail and when scattered are not known.
حکمت 287 — چهرههای بد
مَرْحَباً بِوُجُوهٍ لَا تُرَى إِلَّا عِنْدَ كُلِّ سَوْأَةٍ.
خوش آمد مباد بر چهرههایی که جز به هنگام حوادث بد دیده نمیشوند.
Welcome to faces not seen except at every evil.
حکمت 288 — اجل سپر
الْأَجَلُ جُنَّةٌ حَصِينَةٌ.
اجل و سرآمد زندگی سپری است محافظ.
The appointed term is a fortified shield.
حکمت 289 — طلحه و زبیر
لَا وَ لَكِنَّكُمَا شَرِيكَانِ فِي الْقُوَّةِ.
نمیشود؛ شما در تقویت و کمک شریک شوید.
No, but you two are partners in strength.
حکمت 290 — مرگ
سَابِقُوا الْمَوْتَ.
بر مرگ پیشی گیرید که اگر از آن فرار کنید به شما دست مییابد.
Race death.
حکمت 291 — سپاس
لَا يَمْنَعَنَّكَ نُكْرَانُ الْجَاحِدِ مِنَ الْمَعْرُوفِ.
به علت ناسپاسی از کار نیک مضايقه نکنید.
Do not let the denial of the ungrateful prevent you from good.
حکمت 292 — ظرف علم
كُلُّ وِعَاءٍ يَضِيقُ بِمَا جُعِلَ فِيهِ إِلَّا وِعَاءَ الْعِلْمِ.
هر ظرفی تنگ میشود مگر پیمانه علم.
Every vessel narrows except the vessel of knowledge.
حکمت 293 — حلم
أَوَّلُ عِوَضِ الْحَلِيمِ أَنَّ النَّاسَ أَنْصَارُهُ.
نخستین عوض حلم این است که مردم یاور اویند.
The first recompense of the forbearing is that people are his helpers.
حکمت 294 — تحلم
إِنْ لَمْ تَكُنْ حَلِيماً فَتَحَلَّمْ.
اگر حلیم نیستی خود را به بردباری وادار کن.
If you are not forbearing, act forbearing.
حکمت 295 — محاسبه
مَنْ حَاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ.
هر کس به حساب خود برسد سود میبرد.
Whoever takes account of himself profits.
حکمت 296 — تقوا
اتَّقِ اللَّهَ.
تقوای الهی پیشه کن.
Fear God.
حکمت 297 — جود
الْجُودُ حَارِسُ الْأَعْرَاضِ.
بخشش حافظ آبروهاست.
Generosity guards reputations.
حکمت 298 — عجب
عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ.
خودپسندی یکی از حسودان عقل است.
Self-admiration is one of the envies of reason.
حکمت 299 — تغافل
أَغْضِ عَلَى الْقَذَى تَرْضَ.
چشم بر خاشاک فرو بند تا راضی باشی.
Overlook the mote and be content.
حکمت 300 — اختلاف
الْخِلَافُ يَهْدِمُ الرَّأْيَ.
اختلاف تدبیر را نابود میکند.
Disagreement demolishes opinion.